|
چهار ماه گذشت. شهيد راه آزادي ، ندا
...
مدیر فرهنگی دانشگاهمان به من گفت تو اینک بیش از دیگران می فهمی! من می خواهم کاری کنم که دانشجویانم بتوانند بار دیگر و بلکه بارهای دیگر چرخ را اختراع کنند. من نتوانستم به خود بقبولانم که کمکش کنم. چرا که در زمره ی انسانهای برتر از نگاه او نبودم. من اینک در حال گذاشتن ریش هستم.
در دل کوه غرور بر سر قله دور قلعه ای از فولاد قد کشیده سوی نور کسی از این همه مرد دستی از این همه دست فاتح قلعه مشو نه به تدبیر و نه زور - - - روح من آن کوه است دلم آن قلعه سرد که ندارد به درون ترس شکست هر دم از جوشش خشم یا غم و کینه و مهر می رود برج دلم دست به دست - - - آه ای عشق و امید ای فاتح فتح کن قلعه فولاد دلم دلم از کینه و نفرت پوسید برس ای عشق به فریاد دلم
به آسمون نگاه کن
داره پاییز میاد اون هم قطره ق ط ر ه ...
خانه سرخ و کوچه سرخ است و خیابان سرخ است آری از خون پهنه ی برزن و میدان سرخ است ده به ده پرچم خشم است که بر می خیزد مزرعه زرد و چپر سبز و بیابان سرخ است تا گل خونی فریاد در این باغستان ساقه از ضربه ی شلاق زمستان سرخ است وحشتی نیست از انبوه مسلسل داران تا در این دشت غرور کینه داران سرخ است رو سیاه است اگر این شب مردم کش پست تا دم صبح وطن سینه ی یاران سرخ است با تو سرسبزی از ایثار سیه پوشان است ای مسلط دستت از خون شهیدان سرخ است ـــــــــــــــــ با کمی تغییر
|
About![]()
بر جلوی آیینه ایستاد Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 Links
امیر رضا کوهستانی |