گیره
میلاد آرنگ
نیستی که ببینی اشکام دیگه نمیتونن نریزن ، بمونن ، بسازن ، نمیرن برای شنیدن تو که هیچ وقت برام حرفی نداری باید بمونم اینجا شاید یه روز بیای ببینی تموم روزا مثل هم مثل همیشه صدای قشنگت همه جا شنیده میشه عین سرابه مثل عذابه وقتی میخوام دیگه نیستی نیستی که ببینی اشکام دیگه نمیتونن نریزن بمونن بسازن نمیرن بی خود و بی جهت در اتاقم قدم می زنم وقتی گریه ام می آید. من مبتلا هستم به قدم زدن. گریه ام نه از سر شوق و نه از فرط تنهایی ام که برای این روز و حالم می گیرد. گریه ام تنها و تنها برای این است که بی خود و بی جهت قدم می زنم. "میلاد آرنگ" بازی در نمایش کودک راسو و کلاغ (نقش کلاغ) به کارگردانی اکرم ابوالمعالی - سالن فرشچیان اردیبهشت 90 بازی در فیلم کوتاه پشت دیوار زندان به نویسندگی و کارگردانی حامد حیدری خردادماه 90 بازی در نمایش الرحمن خوانی به نویسندگی و کارگردانی پیام سعیدی تابستان 90 حضور در جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان با بازیگری در نمایش های لقمان حکیم نوشته داود کیانیان (نقش باثار) و مقابله به مثل آقای توییت (آقای توییت) به کارگردانی اکرم ابوالمعالی - همدان آبان 90 کارگردانی نمایش هنر نوشته یاسمینا رضا - تمرین پاییز و زمستان 90 (با مشکلات پیش آمده مجوز ارشاد در انتهای سال بدست آمد و اجرا به سال بعد موکول شد.) بازی در فیلم کوتاه " " به نویسندگی و کارگردانی حمید رسولی بهمن ماه 90 بازی در فیلم 11=1+1 به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا طباطبایی اسفند 90 ------------ امسال برخلاف سالهای گذشته بیشتر به سمت بازیگری در فیلم های کوتاه رو آوردم تا همکاری در تئاتر. نمیدانم شاید دلیلش سخت گیری های شدید در مراحل مختلف اجرای تئاتر باشد. به هرحال در جشنواره تئاتر بین المللی کودک شاهد چندین کار ارزشمند خارجی بودم و فهمیدم در ایران و صد البته در اصفهان تئاتری وجود ندارد. البته نمایش الرحمن خوانی یکی از تجربه های بزرگ زندگی من بود. همه با تمام وجود مایه گذاشتیم و ثمرش را در بازخورد تماشاگران دیدیم. خود من در طول تمرینات چند روز در بیمارستان بستری شدم. و البته یکی از دلایل توفیق الرحمن خوانی استعداد و ذکاوت و دانش پیام سعیدی کارگردان کار بود. و انرژی بی پایان ولی داوری. خدایا سپاس. امسال هم تمام شد. و امیدوارم سال بعدی سال نویی باشد برایم. و دهه 90 دهه من باشد. 
| Design By : Night Skin |


